محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
419
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
جكربند : مانند خيوه كنار شهر است وباغهاى پر درخت وبازارى بزرگ وآباد دارد كه جامع در آنست ، بزرگ راه از ميان آن مىگذرد . جاز : بزرگ است ودژ وخندقى گشاد وپلها دارد . شهر از يك كوى تا كوى ديگر است وبزرگ راه از آن بيرون است وجامع در آن سوى است . ذَرْغان : پس از جرجانيه از همه بزرگتر است . جامعي خوب در كنار نهر دارد كه در همهء ناحيت بىمانند است وجواهر گرانبها ونقاشىهاى زيبا دارد . پانصد مو معروف دارد . اين كرمستان با دو فرسنگ درازا در كرانه رودخانه ومركز مويز است . جيت : بزرگ وگسترده است ، روستاهايش در بيابانند . مرزى محكم در كنار غزها است واز اينجا بنزد ايشان مىروند . قواديان : خورهاى كوچك است چسبيده به جيحون كنار صغانيان ميان آنجا وخوارزم شهركها هست ، ولى من خورهها را پيش از شهرها ياد خواهم كرد . زيرا كه غرض من در اين كتاب روشنگرى جغرافيا است نه حفظ ترتيب آن . پس كسى حق ندارد دربارهء مراعاة نكردن ترتيب بر من خرده بگيرد ، مگر در خورهها كه براي ترتيب آن كوششها كردهام تا كسى نتواند از آن * خرده گيرى كند ، مگر خودش گنگ باشد . يكى از فقيهان كه در خراسان پرآوازه بود كتاب مرا بخواند وچون به - خوره هاى ما وراء النهر رسيد ، گفت : اشروسنه ميان شاش وسمرقند نيست ! من گفتم : اگر كسى از سمرقند به قصد شاش بيرون شود ، آيا از زامين وساباط نمىگذرد ؟ گفت : آرى ! گفتم چون اين دو در خاك اشروسنه هستند